شرف الدين على يزدى

1049

ظفرنامه ( فارسى )

مهيا و آماده داشته ، فوج‌فوج متوجه آن جانب شدند 285 ، و به اندك زمان سپاهى گران و حشرى بىكران در حلب جمع آمدند . [ نظم ] نهادند رو لشكرى پرشغب * ز هر مرز و هر بوم سوى حلب ز هر سو گروهى فراز آمدند * قضا را به جان پيش‌باز آمدند ز اعيان با نام چندين هزار * ز آحاد لشكر برون از شمار ز اسباب و آيين چه رانم سخن * كه هرچند گويم نيايد به بن و بعد از آن اجتماع تمورتاش - كه ملك الامراى حلب بود و به مزيد عقل و كياست از ساير اقران و امثال امتياز داشت - با ديگر امرا بساط مشورت گسترد كه : « اين سرسرى كارى نيست كه ما را دست داده ، پيش از وقوع اين واقعه در اين باب تأملى مىبايد كرد ، چه اين صاحب شوكت كه متوجه اين طرف شده ، دولتى عظيم دارد و از او و اتباع او آثار غريب و امور عجيب به ظهور مىرسد ، و تا غايت هر جا كه توجه نموده ، اگر شهر بوده و اگر قلعه ، آن را فتح كرده و گشوده ، و هركس كه با او مخالفت ورزيده ، پشت دست ندامت به دندان دريغ گزيده ، و جزاى آن به بدترين صورتى ديده و كشيده ، انديشه كنيد كه مملكت‌هاى وسيع چون خوارزم و بلاد تركستان و خراسان و زابلستان و هندوستان تا انتهاى درياى گنگ و طبرستان و عراقين و فارس و خوزستان و گرجستان و آذربيجان و ديار بكر با جميع توابع و لواحق از قبضهء تسلط و استيلاى پادشاهان معتبر و سروران صاحب شوكت نامور به اندك زمانى استخلاص نموده و در تحت تصرف و اقتدار به نوعى قرار داده كه شهرى را يكى از گماشتگان او با چند نفر از نوكران خود نگاه مىدارد ، و در ايران و توران كس را مجال نيست كه سر فضولى به ناخن جسارت بخارد و امثال اين امور بىتأييدى عظيم از جانب حق نتواند بود . [ بيت ] خدايى بود اين‌چنين كارها * خداى آزمايى نباشد روا